خبرگزاری مهر که این خبر را منتشر کرده به تعداد و هویت دستگیر شدگان اشاره نکرده اما به نقل از نیروهای امنیتی و انتظامی گزارش داده «نتیجه اعترافات آن ها، وابستگی عاملان این جنایت به عوامل بیگانه را اثبات می کند.»
چهارشنبه شب پرتاب نارنجک به يکی از مجالس شام غریبان در تربت جام دست کم يک کشته و شماری زخمی بر جای گذاشت. حال چهار نفر از مجروحان وخيم است.
گزارش های رسیده حاکی است «يک تروريست چهارشنبه شب و در مراسم شام غريبان به سوی عزاداران حسينی در تربت جام يک شیئ انفجاری پرتاب و بلافاصله از صحنه گريخته است.»
بنابر اعلام روابط عمومی استانداری خراسان رضوی، شامگاه چهارشنبه «پرتاب نارنجک به سوی تعدادی از عزاداران منجر به کشته شدن یک نفر و مجروح شدن بيش از ۳۰ نفر در شهرستان تربت جام» شده است.
همزمان استاندار خراسان رضوی نیز با انتشار پيامی اعلام کرد که در شامگاه چهارشنبه دو نفر، با پرتاب نارنجک به داخل یک هيأت عزاداری در تربت جام يک نفر را کشته و شماری را نیز مجروح کردهاند.
محمدجواد محمدزاده، استاندار خراسان رضوی، در اطلاعيهای که وبسايت رسمی استانداری خراسان رضوی آن را منتشر کرده، گفته است که عاملان انفجار تربت جام «مخالفان همبستگی و انسجام مردم دينمدار» بوده و با اهداف «تفرقه افكنانه» دست به این کار زدهاند.
تربت جام یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی است و در شرق مشهد واقع شده است. بخشی از جمعیت تربت جام سنیمذهب و بقیه دارای مذهب شیعه اثنی عشری هستند.
این شهر در مسیر جاده مشهد - دوغارن، از راه های ارتباطی عمده ایران و افغانستان، و در حدود چهل کیلومتری مرز دو کشور واقع شده است.
جمعیت این شهر به حدود نود هزار نفر می رسد که اکثر آنان از فارس ها، بلوچ ها و ترکمن ها هستند.

دقت در سيره امام خميني(ره) و حضرت آيتالله خامنهاي، گواه خوبي است بر آنكه اين بزرگواران با توجه به روش و منش اسلامي و الهي خود تا هنگامي كه مديري به طور طبيعي و قانوني و با حمايت مردم و مسئولان و در راستاي اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي بر سر كار است، حمايت خود را تمامقامت از او و مجموعهاش ابراز دارند، مضاف بر اينكه احيانا نكات و مسائلي را نيز ممكن است براي بهتر شدن امور و رفع نقايص، آشكارا يا پنهاني تذكر دهند.
عملكرد مديران و دولتمردان در هر دوره، به همراه اوضاع خاص كشور و نيز اوضاعي كه به طور استثنايي و يا در وضعيت حساس عارض بر منطقه و نظام ميشود، از مواردي است كه سبب ميشود حمايتهاي رهبري در مرحله ظهور و بروز، شدت و ضعف خود را نشان دهد و اين سواي اين است كه امكان دارد دولت و يا مجموعهاي با توجه به عملكرد خود و شرايط موجود، حمايت بيش از پيشي را بطلبد كه فهم و اظهار چنين مواضعي، تنها و تنها در صلاحيت شخص مقام معظم رهبري است كه بنا به تشخيص خود، چگونه و در كجا چنين موضع يا اظهاراتي را بر زبان بياورند.
حاميان دولت محترم نهم به خوبي بر اين آگاهند كه حمايتهاي رهبر انقلاب از مديران طراز اول نظام، دقيقا بايد در همان چهارچوب و زمان و مكاني كه حمايت صورت ميگيرد، مورد برداشت و استفاده قرار گيرد، وگرنه تسري دادن عنايات و حمايتهاي رهبري از دولت در يك يا چند حوزه به تمامي حوزهها و زمانها، امري است كه يقينا هيچگاه مورد رضايت رهبري نبوده و خود مقامات ارشد دولت نيز چنين داعيهاي ندارند.
ذكر اين نكته ضروري است كه حمايتهاي رهبر معظم انقلاب از آقاي دكتر احمدينژاد، به عنوان دومين مقام اجرايي كشور و رئيس جمهوري اسلامي ايران صورت ميگيرد، نه به عنوان يكي از كانديداهاي انتخابات رياستجمهوري دهم. در نتيجه، بهرهبرداريهايي كه از اينگونه حمايتها و مواضع مقام معظم رهبري براي محدود كردن حضور رقبا و نيز اصلي و بيبديل نشان دادن كانديدايي خاص صورت ميگيرد، مطلبي نادرست و به نوعي سوءاستفاده تلقي شود.
حمايت رهبر انقلاب و تعريف و تمجيد از ديگر شخصيتها كه احيانا در معرض كانديداتوري رياستجمهوري دهم نيز هستند، در زمان مسئوليت آنان و يا به مناسبتي كه پيش آمده، حكايت از اين دارد كه تعريف از يك مسئول در زمان مسئوليتش، تبليغ از يك كانديدا نبوده و يا عليه ديگر كانديداها نيست و چنين استفادهاي از تأكيدات رهبري، جفاي به ايشان و جمهوري اسلامي در ميدان انتخابات است.
براي مثال، مقام معظم رهبري درباره آيتالله هاشمي رفسنجاني ميفرمايند: «خدا را شكر كه اراده و رأي ملت عزيز، بار سنگين امانت و مسئوليت الهي را بر دوش تواناي مردي بزرگ از فرزندان اسلام و حوارييّن امام عظيم الشان(قدس سره)، عالمي مجاهد و فقيهي اسلامشناس و سياستمداري هوشمند و مديري دردآشنا و دلسوز قرار داد؛ شخصيتي كه پرونده تلاشش در راه خدا و مجاهدتش براي حاكميت دين و اعلاي كلمه اسلام، حتي پيش از نخستين روزهاي شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنجها و سختيها و فعاليتهاي كم نظير را در خود گنجانيده است» و يا درباره حجتالاسلام والمسلمين خاتمي گفتهاند: «تدين و نجابت ذاتي آقاي خاتمي از امتيازات برجسته ايشان است و رئيسجمهور در اين هشت سال ضمن زحمات و تلاش متراكم، در مواجهه با حوادث مختلف صبر و تحمل كرد».
جايگاه ولايت فقيه و حضور و وجود ولي فقيه در رأس اركان نظام است. به همين دليل، اين موهبت الهي متعلق به تمامي اقشار، گروهها، احزاب، مردم و دستهجات گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي است. در نتيجه، مصادره به مطلوب كردن مواضع رهبري انقلاب و معطوف كردن نظرات و عنايات معظمله، علاوه بر اينكه ظلم به همه مردم و گروههاي كشور ميباشد، آبي است كه در آسياب دشمن ريخته ميشود. سابقه نداشته كه حتي در حساسترين شرايط و زمانها، رهبري معظم از كانديداي خاصي حمايت كرده و يا منويات خود را در پشتيباني كردن يا نكردن از آن كانديدا علني و ظاهر كنند.
طرفداران آقاي احمدينژاد و گروهها و احزاب طرفدار يا متمايل به ايشان، مجاز نيستند با سوءاستفاده از حمايتهاي رهبري از رئيسجمهور كنوني و دولت نهم، فضا را براي ديگران تنگ كرده و شرايط رقابتي انتخابات را بر هم زنند. چرا در اوضاعي كه نظام و رهبري و قانون اساسي و همه سازوكارهاي قانوني نظام، سعي در برگزاري انتخاباتي آزاد و رقابتي دارند، عدهاي ميخواهند به افكار عمومي و به ويژه متدينين القا كنند كه رأي ندادن يا حمايت نكردن از احمدينژاد و معرفي يا حمايت از كانديدايي ديگر در انتخابات، مخالف با نظر رهبري است؟ هرگز چنين نيست.
00:31:38.15
بوش در واکنش به کفش به سويش در نشست خبري با نوري المالکي نخست وزير عراق در بغداد گفت به هيچ روي باور ندارد که به وي توهين شده باشد بلکه عملکرد خبرنگار عراقي توهيني به همکاران خودش به شمار مي آيد.
به گزارش شبکه تلويزيوني فاکس نيوز بوش گفت به من گفته شده است که وي گزارشگر بود و براي رسانه هاي عراقي کار مي کرد.
وي در حالي که مي خنديد گفت جالب است؛ من مسائل بسياري در طول رياست جمهوري خود ديده ام و اين يکي شايد يکي از عجيب ترين ها باشد.
بوش گفت از ديگر سو به ياد دارم که وقتي رئيس جمهور چين به آمريکا امد يک عضو فرقه فالون گونگ فرياد اعتراض آميز زد و شعارهايي داد.
اين اتفاقات مي افتد و نشان از آزادي جامعه است.
وي درباره توهيني که از پرتاب کفش در عراق تلقي مي شود گفت بله، آنان با اين کار گروه مطبوعاتي عراقي (خبرنگاران )را تحقير مي کنند. اين فرد در کنار آنان بود و آنان (گروه خبري که در صحنه بودند) اين امر را مايه شرمساري خود مي دانند.
بوش گفت من فکر نمي کنم که توهيني به من شده باشد و اصلا هم فکر نمي کنم که همه خبرنگاران عراقي اينگونه بد باشند.
بوش گفت اين فرد مي خواست در تلويزيون مطرح شود و اينگونه هم شد.


تشكيل بسيج مستضعفين، ارتش بيست ميليوني به فرمان امام خميني (ره) هوشياري و درايت بي نظير حضرت امام خميني (ره) از جمله اساسي ترين عوامل در جهت خنثي سازي توطئه ها به حساب مي آيد که به برکت اين دورانديشي و هدايت انقلاب در مسير اصلي خود، زمينه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسي امريکا در تهران و برملاشدن ماهيت سلطه جو و تجاوزکارانه امريکا، شيطان بزرگ با ضربه اي سخت و جبران ناپذير روبرو شد.
![]() ![]() |
باغ هستى بى صفا مى شد اگر زهرا نبود عطر گل از گل جدا مى شد اگر زهرا نبود
تيره گى در اولين برخورد با خورشيد عشق چيره بر آيينه ها مى شد اگر زهرا نبود
ارتزاق آفتاب از روى عالمتاب اوست اين جهان ظلمت سرا مى شد اگر زهرا نبود
ابرهاى كفر آلود از نسيم فتنه ها در هواى دل رها مى شد اگر زهرا نبود
در دل امواج طوفان زاى اقيانوس دهر فلك دين بى ناخدا مى شد اگر زهرا نبود
نصرت حق در بر كفر از فداكارى اوست كفر حق را رهنما مى شد اگر زهرا نبود
قامت يكتا پرستانى همانند على زير بار غم دو تا مى شد اگر زهرا نبود
گر چه خود شد پر پر اما داد بر قرآن حيات محو دين مصطفى مى شد اگر زهرا نبود
عشق اگر دارد حيات از اوست ياسر بى گمان عشق، در عالم فنا مى شد اگر زهرا نبود.
به مناسبت ارج گذاری و گرامی داشت روز مادر
مادرم و مادران عزیز روزتان مبارک

باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

مادر یعنی:
مهربانی *** عشق حقیقی *** شمع سوزان *** شاپرک، در حال سوختن
مادر یعنی:
زیبایی طبیعت *** غم پنهان *** دل پر از نگرانی *** صورت پر چین از غصه
مادر یعنی:
تکیه گاه برای فرزند *** محل ارامش فرزند *** جایی گرم برای فرزند
مادر یعنی:
...


|
بنام خدا
اما سوالي از تو دارم :
مي بيني پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس ميكند؟ |
|
بسم الرب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین باید گذشتن از دنیا به آسانی باید مهیا شد از بهر قربانی با چهره خونین سوی حسین(ع) رفتن زیبا بود این سان معراج انسانی آی خدای مهربون .......... آی بچه ها دعام کنید دیگه این قفس دلم تنگ شده. آی بچه ها تنها تو رفتنه که میشه به بودن فکر کرد. همون بودنی که ابدیه. به قول مرحوم سپهر " نیست جز در گرو رفتن ما، ماندن ما " خیلی ها با رفتنشون موندن. همه شهدا رو میگم. خدایا ما هم میخواهیم بمونیم. از نوع شهدایی خودت قبولمون کن. خدایا تو این دلم خیلی حرفه اگه میشد اینجا گفت فریاد میزدم..... " گرچه رفتند ولی قافله راهش برجاست " آی بچه ها تا حالا نشده فکر کنی که یه روز دوستت رو با گلوئی پاره پاره در اغوش گرفته باشی و او با تنها نوای سینه اش خس خس کنان با چشایی خونبار، التماس آمیز بهت زل بزنه و با لبخندی پر درد بگه: " حلالم کن " آی بچه ها شما رو به سرخی خاک شلمچه قسم میدم: " برام دعا کنید " بیشتر از همه اینا از امتحانی که خدا تو این موقعیت جلوم گذاشته میترسم. خدایا پا رو من گذاشتن خیلی سخته خودت کمکم کن. بچه ها دعا کنید تو این امتحان کم نیارم.
آی بچه ها ما هم رفتنی شدیم، ولی شمع سنگر یه پوتین یه پلاک رو خود شهدا نذاشتن خاموش بشه. الحمدلله دوستان پرچم خادم الشهدایی رو دست گرفتن... داریم میریم از نزدیک خادم الشهدایی کنیم...... این لینک مداحی محمود کریمی رو برای گمنام عزیز گذاشتم. روی ادامه مطلب کلیک کنید بعونک یا لطیف
ادامه مطلب |
|
بسم الرب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین
پیر ما گفت شهادت هنر مردان است
عشق یعنی . عین یعنی شین و قاف عشق یعنی یک بسیجی ، صاف صاف حیف دیگر عشق و صافی پاک شد آن بسیجی قدیمی خاک شد فقط دعا کنید
|
|
بسم الرب الزهراء(س) و الشهداء و الصدیقین
شهدا از این حرف "شرمندتون" امروز این جمله رو شنیدم: "شهید دادن که دادن اصلاً واسه چی رفتن؟!!!!" نمیدونم به حال کی و چی ولی غصه خوردم البته نه برای اولین بار چون ما با این حرفا بزرگ شدیم. شاید بعضی ها نمیدونن دفاع یعنی چی؟ دفاع یعنی غلتیدن در میدان مین، افتادن روی سیم خاردار، تیر مستقیم تانک، یتیمی و آوارگی، فراموش کردن عصای پیری پدر و مادر و ... نمیدونم شاید بعضی از اینها تا حالا اسم ناموس به گوششون نخورده. عیب نداره "شهید دادن که دادن اصلاً واسه چی رفتن؟!!!!" شاید بعضی ها الان عراق و افغانستان رو نمیبینن. کانال ماهوارتو عوض کن و عینک بغل دستی رو بزن. عیب نداره "شهید دادن که دادن اصلاً واسه چی رفتن؟!!!!" اصلاً واسه چی رفتین؟ بابا شما نمیرفتین الان اینا حالشو میبردن چه جوری؟ یه عراقی یا شاید آمریکایی شکم گنده سیبیل از بنا گوش در رفته مست کنار دست ناموسشون(البته اگه .... نباشن) .......... بله اینگونه حالشو میبردن!!! "شهید دادن که دادن اصلاً واسه چی رفتن؟!!!!" بازهم نمیدونم ولی متأسفم. اینها ندیدن همسر شهید رو موقعی که بچه ها خوابیدن، بشینه کنار عکس شوهرش و باهاش درد و دل کنه. اینها نمیدونن به جای بابا تو خونه قاب عکسش جانشینش باشه. اینها ندیدن اشک بچه های شهدا رو تو خلوت وقتی به بابای دوستاشون حسودیشون میشد. اینها ندیدن که بچه های شهدا چه جوری بزرگ شدن، ولی اینها گذشت و بچه های شهدای دفاع مقدس بزرگ شدن "شما چی آیا بزرگ شدی؟" آهای شماهایی که از قافله عقب هستید دنده عقب نروید. بعونک یالطیف
|
بدون شرح...!

دخترک
دخترک، میان هق هقِ گریه اش می گفت: به بابا میگم...،
به بابا جونم میگم...!
از اتاق کناری، صدای غرو لند و فریاد های بی مقصد جوانی که، روی تخت
دراز کشیده بود و سرش را محکم به بالش می کوبید،
به گوش می رسید.
- هر غلطی که دلتون می خواد بکنید...، شما هیچی حالیتون نیس...،
اصلاً نمی فهمین...، ول معطلین...!
مادر آمد، سر دخترک کوچکش را روی زانو گذاشته و گیسوی
خرمائی اش را نوازش می کرد.
دخترک معصوم، به مادر نگاهی کرد.
مادر به نوازش کردن و قربان صدقه رفتنش، لحظه به لحظه می افزود،
تا که دخترک، قدری آرام بگیرد.
- چیزی نیست، گریه نکن عروسکم، خوشگلم، قربون چشمات برم...!
اما دخترک، گویا قصد کوتاه آمدن نداشت، خوب حق هم داشت،
او از دست برادرش، ناخواسته، اما سخت کتک خورده بود.
- به بابام می گم... به بابا جونم می گم...، تو که رضا رو دعوا نمیکنی؟
- نگاه کن، موهامو کشیده، تازه... (دخترک در میان هق هق گریه،
آب دهنش را قورت می دهد) ... تازه، تو صورتم هم زده، نگاه کن!
- تو هر وقت میری بیرون، انقدر منو میزنه، نه دروغ گفتم،
بعضی وقت ها منو میزنه، ولی بعضی وقت ها داداشم،
از تو ام مهربون تره!
- اما من به بابام می گم...! نمی شه که من هر چند روز یه بار، تمام بدنم
کبود بشه و صورتم چنگ بیفته...!
مادر تلاش می کند تا واقعیت را به دخترک بگوید،با خود گفت؛
شاید که شنیدن واقعیت، کمی دخترک را آرام کند.
- دخترگلم اون تو رو دوست داره، اما گاهی اوقات یه دفعه عصبانی
میشه دیگه، به خدا داداش رضا دوست داره...!
- رقیه جان، ببین دخترم، داداشت مریضه، می تونی بفهمی؟
تو رو به خدا درک کن...!
دخترک حرف نیمه تمام مادر را برید و گفت؛
آره دوسم داره...! لابد برای همین منو می زنه؟
اصلاً به من چه که مریضه؟ خُب قرصاشو بخوره...!
- به من چه که عراقی ها اذیتش کردن...! اصلاً تو هم بدی،
تو ام به بابا جونم میگم.
مادر به قاب عکسی که به دیوار نصب شده بود نگاهی انداخت،
آهی کشید و گفت: اون که دیگه نیست، چطوری میخوای به بابات بگی؟
دخترک پاهایش را به زمین کوبید و گفت: وقتی توی خواب دیدمش،
بهش می گم دیگه.
می گم تو منو نمی بری با خودت بیرون، می گم داداش رضا منو می زنه،
تازه میخوام بگم داداشم قرصاشو نمی خوره، تو این بی پولیِ مامان،
همه ی قرصاشو میریزه توی چاه توالت.
اصلا تو و رضا خوب نیستین، بابا خوب بود.
چرا عراقی ها فقط بابا رو کشتن ؟
گویی مادر چیزی برای گفتن نداشت.
دخترک به چشمان سرخ و خیسِ مادر نگاه کرد، نزدیک آمد و زانو به زانوی
مادر نشست، مادر دُردانه اش را در آغوش کشید...!
انگار که دخترک پشیمان از گفته ها و نا گفته هایش، حسرت غصه خوردن
مادر را به سینه اش سپرد و خود را در دل سر زنش کرد.
خود را از آغوش مادر بیرون کشید و گفت: مامان جونم تو رو خدا گریه نکن،
بخاطر رقیه ات گریه نکن دیگه.
در حالی که بغض گلوگیر دخترک در حال انفجار بود، با التماس و صدایی
بلند تر، به مادر گفت؛ مامان جون اصلا... اصلا، دروغ گفتم. به بابا نمیگم.
اصلا هر وقت که داداش رضا خواست، منو بزنه، تو هم منو با خودت
نبر بیرون...، اما گریه نکن. تو فقط گریه نکن.
اصلاً معلوم نیست بابا بازم بیاد تو خوابم، که بخوام بهش بگم!
مادر، زیبا دخترکش، رقیه اش را در آغوش محکم فشرد و زیر لب گفت:
بابا حتما میاد تو خوابت، مگه یه رقیه بیشتر داره؟ تو خواب تو نیاد پس
تو خواب کی بره عزیزم...، آره بابا بازم میاد... هروقت که، توصداش کنی.
مادر و رقیه که در آغوش هم می گریستند، صدای پُر سوز جوانی را که
روی تخت دراز کشید بود و نوحه می خواند و می گریست را شنیدند،
رقیه و مادرش به هم نگاه کردند، نشستن اشک بر گونه هاشان شدت
گرفت، اما این اشک دوم، اشک شوق بود.
شوق آنکه، رضا به حالت طبیعی خود بازگشت.
یا علی مدد


هرگز هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري
به عشــق وعشــق ورزیــدن ، دلـــم را بــرده مـی سـازم
هـــمه بـــود ونبـــودم را ، بپـــای عـشــــق مــی بــازم
چــو اســبی سرکــش یــاغــی بــسوی عـشــق مـی تـازم
شــــدم آواره ء دشـــــتی ، زســوزء عـشــق پُـررازم
گُلـــی بــودم به یـک گلـــشن ، که بلـــبل بوده هــمرازم
کـنون تنــها و غــمگینم ،خـــزان را در،، ســـرآغــاز م
خـــزان را کــاش می شــد من ، از این دنـــیا بر اندازم
بــه اشـــکی از غـــمء رفــتن ، برایـت قــصه مـی سـازم
چــو کـــوچ ایــن پــرســـتوها ، شـــده آغـــاز پـــــروازم
شـــده آغـــاز پـــــروازم
سروده ی فـرزانه شــیدا
از مهمترين اثرات ناشي از نقص امنيتي اخير ميتوان به آلوده شدن و تغيير تنظيمات فايل كتابخانهاي msjet40.dll، اشاره كرد. خرابكاران اينترنتي كه از چندي قبل موفق به كشف اين حفره امنيتي در برنامه Access شده بودند، با بهرهگيري از اين آسيبپذيري موفق به آلوده كردن بسياري از سيستمهاي خانگي و شبكههاي محلي گرديدهاند.
همچنين يك تروژان جديد به نام Keylogger.DB كه به طور ويژه براي ثبت و سرقت عبارتهاي تايپ شده توسط كاربر و نيز كليدهاي فشرده شده طراحي شده است، مهمترين بدافزاري ست كه از طريق آسيبپذيري اخير منتشر ميشود.
اجراي فايلهاي آلوده با قابليت اجرا در نرمافزار Microsoft Access، بويژه فايلهاي .mbd و نيز عدم رعايت الزامات حفاظتي، از جمله مواردي ست كه كاربران اينترنت را در معرض خطر بيشتري قرار ميدهد به ويژه اين كه تا اين لحظه هنوز هيچ اصلاحيهاي براي ترميم آسيبپذيري فوق ارائه نشده است. علاقه مندان براي بررسي رايگان وضعيت امنيت در سيستم هاي رايانه اي خود به پايگاه اينترنتي www.infectedornot.com مراجعه فرمايند.
Glassdoor.com سایت اینترنتی است که توسط شرکت تازه تاسیس Stealth با سرمایه 3 میلیون دلار در ماه گذشته ایجاد شده است. اساس کار این سایت این است که به کارمندان اجازه می دهد تا به صورت ناشناس (Anonymous) در مورد شرایط شرکت خود و مسائلی از قبیل حقوق خود اظهار نظر کنند. Glassdoor قصد دارد تا درآمد خود را از طریق قرار دادن آگهی های استخدام و فروختن تحلیل های اطلاعات به واحدهای منابع انسانی ایجاد کند.
این سایت به این صورت عمل می کند که اطلاعات مربوط به حقوق و نظرات فرد در خصوص مسائل مختلف شرکت را به همراه نام شرکت و پست فرد در شرکت منتشر می کند. هر کاربر برای دسترسی به این اطلاعات بایستی اطلاعات مربوط به موقعیت شغلی و درآمد خود را وارد کند. از نکات مهم در ارتباط با این سایت استفاده از الگوریتم هایی است که تا حدود زیادی ارائه اطلاعات نادرست را تشخیص می دهد.
در طول ماه گذشته که این سایت دوره بتای خود را طی می کرد کارکنان شرکت های مختلفی در این سایت ثبت نام کرده اند که در میان آن ها کارکنان گوگل، یاهو، مایکروسافت، اپل و ... نیز به چشم می خورند. بر اساس اطلاعات ثبت شده توسط کارکنان گوگل در این سایت، متوسط درآمد یک مهندس نرم افزار گوگل $97,840 می باشد و گستردگی درآمد بین $80,000 و $150,000 است. در کنار این درآمد امتیازات و پاداش هایی بین $20,000 تا $45,000 در سال نیز به این افراد داده می شود. در مجموع می توان گفت که یک مهندس نرم افزار در گوگل به طور متوسط $112,573 در سال درآمد خالص دارد.حقوق کارکنان یاهو و مایکروسافت نیز مشابه گوگل می باشد با این تفاوت که پاداش ها در یاهو و مایکروسافت کمتر است و این مساله باعث شده است متوسط درآمد خالص سالانه در یاهو و مایکروسافت به ترتیب $105,642 و $105,375 باشد. این در حالی است که متوسط درآمد مهندسان نرم افزار در شرکت اپل بر اساس اطلاعات این سایت تنها$89,000 می باشد.

عکس دختر کوچولوی لیلا حاتمی
|
مطلوب از دفتر حافظ غزلی نغز بخوان غزال غزل وحشی است و انیس مجنون بیابان نشین... آن درد نیز که کار عاشق شیدا را به تغزل و ترنم می کشاند، جز در سینه مجنون وحشی بیابان نشین لانه نمی کند. |
|
آن که آهنگ هجرت از خویش کرده است،با مرگ آغاز میشود.چه عظیم اند مردانی که
عظمت این فرمان شگفت خداوند را شنیده اند و بدان کار بسته اندکه: "بمیرید پیش از آنکه بمیرید"!؟ که مخاطب خداوند فقط پیامبر نیست، روی سخن با همه ی آنانی است که "در جامه ی خویش " پیچیده اند: "ای به جامه ی خویش فرو پیچیده! برخیز! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن!" خوش به حالت که از رنج زندگی که جز احتضاری که یک عمر به طول می انجامد و هیچ نیست، رها شدی و سر به زانوی معشوق نهادی و سیراب و سرشار، در زیر دستان او که دو مسیح خاموشند، نوازش خواهی شد... پیچیده! برخیز! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن!" خوش به حالت ای معشوق!!! که چه شیرین و چه آرام می میری! خوش به حالت ای"شهید".... |
|
بنام حق یه روز عاشق راه رفتن یه روز عاشق دوچرخه داشتن یه روز عاشق خرابکاری وسایل برقی و سر درآوردن از نحوه ی کارشون یه روز عاشق داشتن کلکسیون کاکتوس یه روز عاشق عکاسی و گرفتن چندین ده دیپلم افتخار یه روز عاشق آهنگای سیاوش قمیشی یه روز عاشق آهنگای دهه ی 70 میلادی به بعد (پینک فلوید٬ایگلز٬کریس دی برگ٬اسکورپیون٬برایان آدامز٬متالیکا و ...) یه روز عاشق کارهای سیاسی یه روز عاشق داشتن جدیدترین موبایل ها یه روز عاشق مهندس شدن یه روز عاشق یه کار پر درآمد یه روز عاشق بی کاری یه روز عاشق ماشین دار شدن یه روز عاشق چاق شدن یه روز عاشق .... و یه روز عاشق عاشق شدن (البته از نوع واقعیش) ولی همه ی اینا زمونی شیرین و آرمانی به نظر می رسن که نداشته باشیشون.و حالا که داری ٬نسبت بهشون بی تفاوتی.مثل ایکه اصلا وجود ندارن |
|
بنام یگانه حق
تا دروغ شنوئی نباشه ٬دروغ گویی نیست تا مظلومی نباشه ٬ ظالمی نیست
پس ساده لوح و مظلوم نباشیم |
|
بنام یگانه حق داشتم متن کامل سخنان احمدی نژاد رو که تو یه سفر استانی ایراد شده بود می خوندم.یه نکته ی جالب نظرم رو جلب کرد!
احمدی نژاد چندین ده بار از واژه ی خوب استفاده کرد.که میشه گفت برام ایجاد حساسیت کرد!
ملت خوب و غیور ٬ مردم خوب در صحنه ٬ مردم خوب استان٬ مردم خوب از لحاظ دینداری٬ مردم خوب از لحاظ پایبندی به انقلاب ٬ رهبر خوب و فرزانه ٬ مردم خوب شهید پرور ٬ استاندار خوب ٬ نمایندگان خوب ٬مسئولان خوب ٬ اجرای طرح های خوب ٬ زیر ساختهای خوب ٬ جوانان خوب ٬ برنامه های خوب برای پیشرفت ٬ تلاش های خوب ٬ امکانات خوب ٬ سرمایه گزاری خوب ٬ استعداد های خوب ٬ موفقیت های خوب ٬ دانشجویان خوب ٬ پژوهشگران خوب ٬ امکانات خوب درمانی ٬ خوب تر شدن معیشت مردم ٬ خوب تر شدن امکانات آموزشی ٬خوب ٬ خوب ٬ خوب٬ ... فقط یه نکته رو نمی تونم هضم کنم.با اینهمه خوب ها چرا این استان و حتی ایران از لحاظ پیشرفت مقام اول رو تو دنیا نداره!!!؟ و اساسا ومعنای واژه ی خوب از دید احمدی نژاد چیست؟ احمدی نژاد چندین بار نیز از واژه ی زشت برای منتقدین و مخالفین خود استفاده نمود
راستی چند وقت پیش احمدی نژاد اعلام کرده بود که ایران تا چند سال آینده جزء سه تا پنچ کشور اول جهان از لحاظ پیشرفت خوهد بود.می خواستم بدونم که آیا کشورهای سوریه ٬لبنان٬ ونزوئلا نیز جزء این چند کشور خواهند بود و مقام آمریکا در کجای جدول پیش بینی احمدی نژاد جا دارد؟؟؟
|
شبي در شب ترين شبها ، تو ماهم مي شوي آيا ؟
تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا ؟
شبيه يك پرنده ، خيس از باران كه مي آيم
تو با دستان پر مهرت ، پناهم مي شوي آيا ؟
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها ، تكيه گاهم مي شوي آيا ؟
شنا كردن ميان خاك را بد من بلد هستم
تو اقيانوس موج آماج راهم مي شوي آيا ؟
نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
تو تصحيح تمام اشتباهم مي شوي آيا ؟
اگر بي روز و بي تقويم ماندم من
به وصل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا ؟
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري
براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا ؟
شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد
تو در صبح اساطيري پگاهم مي شوي آيا ؟
صبور و ساده اي اما، عميق و ژرف، عشق من
براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا ؟
پس از صد سال اگر بد ترجمه كردي نگاهم را
به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا ؟
تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گردد
و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟؟؟؟؟؟

انسان
همچون ستوني از نور
در ميان خرابه هاي
بابل ، نينوا ، پالمير و بمبئي
ايستاد
و در همان حال
سرود جاودانگي سر داد :
بگذار زمين
هر آنچه را که داده است
باز پس گيرد .
زيرا من ، انسان ، پاياني ندارم
| ...ميان بودن و نبودنت |
|
به همين سادگي
و من روز و شب جريمه سنگين رفتنت را پرداختم
و جز دل كه روزي هــزار بار خراش افتاد
كسي نفهميد كه از بودنت تا نبودنت
فاصلـــه تا بي نهـــايت بود
|
خوشتر از روی تو در عالم تصویر نبود



این عکس تقدیم به دوستان
برای شادی روح حضرت امام خمینی (ره)
صلوات
خوشتر از روی تو در عالم تصویر نبود

انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم
دادرسى نيست كه در هجر رخش داد كشم
داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست
كه برش شكوه برم داد ز بيداد كشم
شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را كه به من داد كشم
عاشم عاشق روى تو نه چيز دگرى
بار هجران و وصالتبه دل شاد كشم
مُردم از زندگى بى تو كه با من هستى
طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم
سالها مىگذرد حادثهها مى آيد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
خوشتر از روی تو در عالم تصویر نبود
اس ام اس ایام فاطمیه
از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد
هر كس در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد
در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلي
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
سبد سبد بياريد گلهاي نيلوفري رو
بيايد عزا بگيريم روزاي بي مادري رو
بگيد چاووش بخونه غم از دلا امون برده
بگيد حجله بيارند آخه مادر جوون مرده
پيغمبري كه عمري غمخوار امتش بود
روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
فاطميه قصه گوي رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضي ست
فاطميه شعر داغ لاله است قصه ي زهراي 18 ساله ست
فاطميه شرح ديوار و در است دفتر در مقام سخت زينب پرور است
ما گوشه نشينان غم فاطميه ايم
محتاج عطا و كرم فاطميه ايم
عمري است كه از داغ غمش سوخته ايم
دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود
زآن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا
زهرا كه شهيد گشت بي جرم و گناه
هست از غم او، سينه ي عالم پر آه
خدا كجا و سيلي خوردن
لا حول و لا قوه الا بالله
کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند
سند تیر به اصغر زدن امضاء کردنند
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين بود
اي كاش در سوخته مسمار نداشت
كاش قلبم به قبرش راه داشت
كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري
جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
بعد از این خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش ام یجیب . . .
از مشرق قلبم رسیده فاطمیه . رخت عزایم كو ، رسیده فاطمیه . . .
شهادت حضرت زهرا ، شهادت حضرت فاطمه ، دهه فاطمیه ، عزاداری ، سوگواری :
حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است .
دکتر شریعتی:
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
«فاطمه، فاطمه است»
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد
اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ نَبيِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ حَبيبِ اللهِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَمينِ اللهِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ خَلقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَفضَلِ أَنبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ البَرِيَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياسَيِّدَةِ نِساءِ العالَمينَ مِنَ الاَوَّلينَ وَالاخِرينَ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ يازَوجَةَ وَلىّ اللهِ وَخَيرِ الخَلقِ بَعدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياأُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَينِ
سَيِّدَي شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الصِّدّيقَةُ الشَّهَيدَةُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالرَّضِيَّةُ المَرضِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالفاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الحَوراءُ الاِنسِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الُمحَدَّثَةُ العَليمَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المَظلومَةُ المَغصُوبَةُ ،
اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المُضطَهَدَةُ المَقهُورَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يافاطِمَةُ بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ .
صَلَّى اللهُ عَلَيكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ ،
أشهَدُ أَنَّكِ مَضَيتِ عَلى بَيِّنَة مِن رَبِّكِ وَاَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَد سَرَّ رَسُولَ اَللهِ وَمَن جَفاكِ
فَقَد جَفا رَسُولَ اللهِ وَمَن آذاكِ فَقَد آذى رَسُولَ اللهِ وَمَن وَصَلَكِ فَقَد وَصَلَ رَسُولَ اللهِ
وَمَن قَطَعَكِ فَقَد قَطَعَ رَسُولَ اللهِ ، لاَنَّكِ بِضعَةٌ مِنهُ وَرُوحُهُ الَّذي بَينَ جَنبيَهِ
كَما قالَ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وَسلَّمَ . أُشهِدُ اللهَ وَرَسُولَه وَملائِكَتَهُ
اَنّي راض عَمَّن رَضيتِ عَنهُ ساخِطٌ عَلى مَن سَخِطتِ عَلَيهِ ، مُتَبرّيٌ مِمَّن تَبَّرأتِ مِنهُ ،
مُوال لِمَن والَيتِ ، مُعاد لِمَن عادَيتِ ، مُبغِضٌ لِمَن أَبغَضْتِ ، مُحِبُّ لِمَن أَحبَبْتِ ،
وَكَفى بِاللهِ شَهيداً وَحَسيباً ، وَجازِياً وَمُثيباً »
پس از آن مىگويى : « وَصَلَّى اللهُ عَلَيكِ ، وَعَلى أَبِيكِ مُحَمَّد رَسُولِ الله ، وَعَلى بَعلِكِ اَمِيرِ المُؤمِنينَ ،
وَعَلى اَبنائِكِ الائِمَةِ الطّاهِرينَ وَسَلّمَ تَسليماً كَثيراً » .
|
امام روح آزادگان بود
| |
|
اسراء و آزادگان با ياد و نام امام تمامي سختي ها و مصيبت هاي دوران اسارت را تحمل مي كردند |
|











